ذوق یک لحظه وصال تو به آن مى ارزد...


شاید یکى از بدترین حس ها، خواب موندن باشه.. مثلا یه روز صبح بیدار میشى،چنتا پلک میزنى تا بفهمى امروز چند شنبه ست و تو با صداى آلارم گوشى بیدار نشدى! بعد یکم فکر میکنى باید برى دانشگاه یا باشگاه.. اوه اوه، اونجاست که میفهمى امروز شنبه ست و تو ٨ صبح باید میرفتى سر کلاس هوش! 

حالم گرفته شد اول صبحى دیگه.. بدم میاد خواب بمونم.

* دیشب رفتیم فروشنده دیدیم.. خوب بود اما بقیه فیلماى اصغر فرهادى رو بیشتر دوست داشتم..

* دوست چیزه عجیبیه، وقتى هست دیگه هیچى به جز بودنش اهمیت نداره.. 

* نوچ، خواب موندم حالا باید کلى کار انجام بدم... 

* که کسى تا به قیامت نگران بنشیند(ادامه شعر عنوان- حسن بیک)

۱ نظر
ree raa
۳۰ آبان ۰۰:۰۲
بدتر از خواب موندن در زمینه ی خواب میدونی چی بدتره ؟
غروب پاییز بیدار شی خونه نیمه تاریک نفهمی شبه باید بخوابی ، صبحه باید پاشی، عصره ؟ کیه ؟! اصن ادم حس میکنه گم شده تو دنیا:))
فدا سرت :)

پاسخ :

آخ آخ اونکه خیلى بده واقعا...
هوم،همش داشتم به خودم دلدارى میدادم که اشکال نداره :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان