امروز بیشتر جمعه بود... یا، جمعه فراتر از یک روز!

اینکه از همون بچگى از روزاى تعطیل بدم میومد، دلیل داشته.. اینکه همیشه حس میکنم یه جاى کار میلنگه و این روزا عادى نیستن... واسه همین از تعطیل شدن مدرسه هم خوشحال نمیشدم...

امروز بیشتر واسم جمعه بود. دیروزم جمعه بود اما نه به اندازه ى امروز، شاید چون بیرون رفتم، اما خب بازم چیزى از جمعه بودنش کم نکرد.

الان از خوابِ بد موقع بیدار شدم و یه حسِ گنگ بودن دارم. قرار نبود بخوابم، داشتم کتاب میخوندم و منتظر بودم... سرم گیج میرفت، دراز کشیدم و فوقع ما وقع...

همه بعد از خوابِ بد موقع فکراى عجیب غریب به سرشون میاد و دلتنگیشون شدت میگیره...؟

پ.ن: حالا کى شب خوابش میبره...؟

۰ نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان