٤٦٧٢


شاید اینم یکى از ویژگى هاى جمعه ست. اینکه میشینى دونه دونه آرزو ها و رویاهاتو میبافى، تو خیالت، با جزئیات، مثل بادبادک زمان بچگى، میفرستش هوا، مثل اون حبابا سعى میکنى بزرگترین و قشنگترینشون رو درست کنى، بعد.. بعد در یک چشم بهم زدن همه ى اون رشته ها، پنبه میشه. همه ى اون بادبادک قشنگا نخشون پاره میشه و میرن. همه ى اون حباب بزرگا میترکن...

و تمام... به همین راحتى.. 

شاید از یه سنى به بعد دیگه نمیشه اینجورى خودتو گل بزنى.

تا حالا بهش فکر کردى؟ که شاید کسى به جمعه توجه نمیکنه و نمیبینتش، واسه همین اینقد ناراحت و دلگیره..شاید یکى نخ آرزوهاشو چیده.. شاید یکى حباب رویاهاشو ترکونده..

۱ نظر
کروکودیل نیمه فمنیست
۰۴ دی ۱۵:۵۰
اون قدیم ندیما یه همچین پستی راجع به پاییز داشتم ... هی میگن پاییز غم میاره دلگیره فلان و بهمان ... خب تقصیر اونه یا تقصیر ما؟

پاسخ :

هوم...
یکمش تقصیره مائه، یکمى هم تقصیره خودش...
نه؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان