من،آنچنان که منم!

...
من،آنچنان که منم!
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

داستان این هفته: یک روز در دانشگاه

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۴۴ ب.ظ


یعنى با سوژه ترین استاد امروز کلاس داشتم. قطعا این بشر در نوع خودش بى نظیره... اصن تا حالا استاد اینجورى ندیده بودم 😅

اولا که کلاس ساعت ٨ رو ٩ تشریف آوردن! بعد دیدیم که یه حجم بزرگى وارد کلاس شد که پشت اون استاد بود!!!! یعنى میخوام بگم که در حدى بود که ما هر لحظه منتظر بودیم اون دکمه ى وسطى پیراهن از یارانش جدا بشه و بیاد سمت ما... بیچاره اون که ردیف اول نشسته بود.. بیشتر نقش استاد یار رو ایفا میکرد، کتاب افتاد اون از روى زمین بلندش کرد، اون رفت ماژیک آورد، خودش تخته ى کلاس رو پاک کرد... یعنى بنده خدا همش در رفت و آمد بود و یه دقیقه با آرامش ننشست.

بعد نمیدونم این درس کلا اینقد مسخره و قاطى بود یا این استاد اینجورى درس میداد... البته اینم باید بگم که دوستى با این نامبرده سه تا درس داشت؛ ریاضیات گسسته، ساختمان داده، هوش مصنوعى، بچه هاى کامپیوتر در جریان تفاوت عمیق این دروس هستن... خلاصه اون شخص میگفت که جزوه ى این سه تا درس این استاد، یکى بود!! عمق فاجعه رو اون لحظه فهمیدم! اما چه کنم که چاره اى نداشتم و مجبورم این درس رو این ترم بگیرم، خدا آخر و عاقلت ما رو بخیر کنه انشالله 😁

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">