٥٣١٠

از صبح تا حالا فقط در حال دراز کش بودم و تقریبا هیچ کارى نکردم.

(البته به جز اون دو صفحه درسى که به زور خوندم و وسط کار ولش کردم)

از کتابى که خوندم هم هیچى نفهمیدم.

کلى برنامه داشتم که بشینم درسام رو بخونم توى این تعطیلات اما هیچى پشت میز نگه م نمیداره. وقتى میشینم به خوندن، همش ذهنم میپره... خودم میدونم که اینجورى هیچ فایده اى نداره و اگه همون لحظه ازم بپرسن که راجب چى دارى میخونى، هنگ میکنم.

سخته اعتراف به این که حالم خوب نیست. سخته فراموش کردن وحشتى که دیشب لمس کردم و سخته بیان کردنش.

۱ نظر
احسان .م
۲۵ اسفند ۲۰:۲۵
یعنی این وحشت مربدط به چهارشنبه سوری ه؟

پاسخ :

نه!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان