زل زده به سقف اتاق


خیلى وقت پیش یه نفر براى یکى از پُست هاى وبم کامنت گذاشته بود: " سعى کن کارى کنى که بعد شب ها، زل زده به سقف نخواى تا صبح به زندگیت فکر کنى..."

امشب اتفاقى دوباره این کامنت رو دیدم... 

نمیدونم دقیقا چند مدته که شبا دارم به سقف اتاقم زل میزنم و تا نزدیکاى صبح بیدارم و به زندگیم فکر میکنم... .

سعى کردم... اما نمیدونى... 

( آخه چرا نمیتونم حرفمو بزنم؟ یا حتى بنویسم؟)

۳ نظر
مدوس م.
۲۰ فروردين ۰۱:۱۷
می‌گذره این روزا از ما 

پاسخ :

مطمئنم میگذره.. همیشه که همینجور نمیمونه...
اما بهاى این گذشتن، سنگینه...
مدوس م.
۲۰ فروردين ۰۱:۳۹
قوی بمون فقط :(‌ 

پاسخ :

چشم... :(:
احسان .میم
۲۰ فروردين ۱۴:۵۱
فکر کردن درد داره.

پاسخ :

خیلى.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان