من،آنچنان که منم!

...
من،آنچنان که منم!
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

4گانه

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ب.ظ


اول:

فردا نتایج ارشد اعلام میشه و من دارم به یک سال دیگه ی خودم در چنین روزی فکر میکنم که قطعا مثل الان راحت و آسوده ننشستم پشت سیستم و وبم رو آپ کنم. زمان کنکور کارشناسی، منم اعتقاد داشتم که کنکور همه چیز نیست و نباید زندگی رو واسش مختل کرد... ولی الان میگم که واسه آدمایی با شرایط و موقعیت من همه چیزه! همه چیزه چون جاده ای که قراره باقی مسیر رو طی کنم، واسم مشخص میکنه.

چقد دیشب فکر کردم به اون موقع ها، به 18، 19 سالگیم و فکر و خیالایی که داشتم واسه زندگیم.. و در آخرش: چی فکر میکردیم و چی شد!

حقیقتا دلم نمیخواد یه سال دیگه باز این جمله رو بگم و به همین خاطر بیشتر میترسم.


دوم:

هنوز امتحانام شروع نشده که بخواد تموم بشه اما زمزمه های مسافرت های تابستانه ی خانواده ی ما به گوش میرسه. و جواب من نسبت به هر مقصد، "نه" می باشد. البته توی دلم چون میدونم بحث کردن فایده ای نداره.

اون ته دلم دوست دارم جایی برما اما خب میدونم فقط یه حس زود گذره -_-


سوم:

متنفرم از خوابایی که میدونم خوابم اما نمیتونم از خواب بیدار بشم. دیشب چند ساعتی توی یکی از همین خوابا گیر افتاده بودم. الحق که خواب افتضاحی بود.


چهارم:

دوستم چند روزی برگشته بود خونشون واسه فرجه ها، بیرون هم رفتیم با هم و کلی حرف زدیم.. احساس میکنم من در مقابل اون یه موجود سنگ دلم!! چون خیلی کم دلتنگ میشم... خیلی کم. (وقتی همه همونن ولی تو عوض شدی)


۹۶/۰۳/۱۵
محدثه //

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">