کوکو سبزى و افکار مابین آن!


همینجور که منتظرم کوکو سبزى آماده بشه و دارم تو فکرم ظرفا و مخلفات ناهار رو آماده میکنم؛ به این فکر میکنم که چقد واسه یکى مثل من عجیبه... پسر عمه اى که ١٣ سال از داداشم کوچیکتره و الان ٢روزه اومده خونمون و ٢٤ ساعته باهم هستن. عجیب تر واسم داداشمه که چطور میتونه با کسى که ١٣ سال از خودش کوچیکتره رفیق بشه! خب پسر عمه م رو در این قضیه درک میکنم، منم با بزرگتر از خودم کنار میام، اما کوچیکتر... به سختى!

داشتم توى ذهنم مرور میکردم که من با کدوم از خاله ها و عمه ها و غیره؛ با خودشون یا بچه هاشون اینقد صمیمى و راحت هستم که بخوام برم خونشون و تنهایى بمونم... خب میتونم بگم تقریبا هیچکدوم! تقریبا چون با چند نفرى صمیمى هستم ولى... حتى از بچگى هم یاد ندارم خونه ى فامیل مونده باشم... نمیدونم خوبه یا بد، اما فکر کنم خوب میشد اگه با کسى جور بودم و مثلا تابستون تموم شدمون رو باهم میگذروندیم...


پ.ن: نگید دارم دیر بهشون ناهار میدم، خودشون دیر بیدار شدن :d 

۲ نظر
دختر حـوا
۰۸ مهر ۱۵:۱۰
من توی خونواده بیشتر از همه با دختر خالم صمیمی ام و باهاش موضوع واسه حرف دارم که ده سال ازم بزرگتره . یعنی از روی اجبار نیست هر دومون از کنار هم بودن لذت میبریم . تا حالا فکر نکردم که این دوستیمون از طرف اون چجوربه که خیلی از رازهاشو به منی که ده سال ازش کوچیکترم میگه ! یه بار باید بپرسم ازش :)) ولی گاهی عدد ها به نظر زیاد میان ولی در واقع انقدر اختلاف وجود نداره 

پاسخ :

اره حتما بپرس :d منم دلم میخواد بدونم چجورى با کسى که این همه ازشون کوچیکتره صمیمى میشن... البته یه احتمال میدم، اینکه بگن این طرف مقابل بیشتر از سنش رفتار میکنه و میفهمه... اینجورى واقعا دیگه اینقد اختلاف وجود نداره.

دختر حـوا
۰۹ مهر ۰۱:۰۱
الان یعنی من بیشتر از سنم رفتار میکنم و میفهمم :دی
اخ جون اخ جون D;

پاسخ :

:)) یکى از احتمالاتم اینه
ولى بپرس، مطمئن بشو :d
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان