٢ماه و ١روز..


احساس میکنم ماه دوم خیلى طولانى تر شده بود. شایدم چون کلاس نداشتم و هر روز دو نوبت رو سرکار بودم. گفتم کلاس... امتحانام تموم شد، یعنى دیگه درسم تموم شد! فاینالى... خوشحالم که دیگه قرار نیس اون دانشگاه رو ببینم، از ته دلم خوشحالم. گرچه هنوز میترسم که نکنه یهو بگن فلان درس رو پاس نکردى، واى نه!

الان آزاد ترین حس زندگیم رو دارم. فقط کاش زودتر نتیجه انتخاب رشته ارشد بیاد، خدا کنه قبول بشم و برم.

سرکار هم خوبه، هنوزم میگم این شغل رو دوست دارم. یه سختیایى داره، مخصوصا واسه من که آدم اهل دعوا و دردسر نیستم و آسه میرم و میام که گربه شاخم نزنه، ولى خب طبق معمول بیخیالم، بیخیال که چشم دیدنمو نداره و داره هرکارى میکنه تا من کارخرابى کنم و سوتى بدم. واقعا به اون درجه رسیدم که نظر همه ى آدما واسم مهم نباشه و فقط به حرف یه عده خاص توجه کنم، پس بیخیالش :)

فقط این وسط ساعت ٥صبح بیدار شدنم چیه وقتى ١٢ شب میخوابم و ظهرا هم بیدارم! یا این دردى که بعضى وقتا توى قفسه سینم میپیچه. چند روز پیش یه متن خوندم که اگه ساعت ٥تا٧ صبح از خواب میپرید یهو، یعنى احساسات سرکوب شده دارید و باید درد دل کنید! دیگه گفتم درد و دل کنم بلکه فردا مثل آدم بخوابم :)

۳ نظر
دختر حـوا
۱۱ تیر ۰۰:۵۶
سلام ، خداقوت :) مبارکه فارغ‌التحصیلیت ، چند وقت پیش فیلم boyhood (پسربچگی) رو دیدم یه جا که  پسره دبیرستانشو تموم میکنه خونوادش براش جشن فارغ‌التحصیلی میگیرن مامانه با اشک شوق بچه‌شو نگاه میکنه به باباش میگه باورت میشد پسرمون به اینجا برسه ؟ :/ بعد ما دبیرستانو تموم میکنیم که کلا هیچکس نمیگه بابا دمت گرم ! میزنن تو سرمون که بدو برو بخون کنکور بده ! بعد دانشگاه هم دوباره هیچکس از فارغ‌التحصیلیش لذت نمیبره چون استرس ارشدو داره! اینهمه حرف زدم که بگم خیلی افرین به همت و توانت واسه چهارسال درس خوندن :)) ازش لذت ببر 
امیدوارم ارشد هم هرچیزی که برات خوبه پیش بیاد :)
این‌روزا تو فکرتم ، چیکار میکنین گرما و مشکلات آبو ؟ :(( شهر شما هم آب نداره ؟؟ وای چقدر سخته واقعا ، از فکر بهش حتی نفسم میگیره  ! 

پاسخ :

سلام، مرسى عزیزم *_* انشالله شما هم زودتر تموم کنى و دیگه هیچ وقت اون استادا و همکلاسى هایى که اذیت میکردن رو نبینى :d 
وااایى، آره واقعاا، ما حتى جشن فارق التحصیلى هم نگرفتیم توى دانشگاه، البته توى دلم گفتم به جهنم، خیلى ازت خوشم میومد؟ :))
مرسى، مرسى . الان ذهنم خیلى درگیره ارشده، خدا کنه قبول بشم..
عزیزم، خیلى با محبتى. گرما که خیلى اذیت میکنه. گاهى کولر اسپیلت هم جواب نمیده. آب... توى شهر ما همه ى محله هاش اینجور نیس، بعضى جاها آب دارن و واسه بعضى قسمتا سهمیه بندیش کردن. یکى از همکارام چند هفته پیش میگفت که ٣روزه آب ندارن! توى محله ى ماهم پیچیده که قراره ٦٨ساعت آب قطع بشه و دیشب که اومدم خونه دیدم همسایمون داره از مامانم بطرى آب معدنى میگیره که داخلش آب نگه داره! ولى از آبادان و خرمشهر نگم واست، اونجا قبلش آبش افتضاح بود حالا همون افتضاح رو هم ندارن :|
از وقتى سرکار میرم و با مردم بیشتر در ارتباطم، نمیدونى چقد نفسم میگیره... یه چیزایى میبینم و میشنوم که نمیتونم دردش رو تحمل کنم و ترجیح میدم همون موقع بمیرم.
مدوس ‌‌
۱۴ مرداد ۲۳:۱۳
مبارکه تموم شدن درست! و کارت. نمیدونم مال کِیه ولی خب الان دیدم:)

پاسخ :

سلام!
خوبى؟
مرسى عزیزم.. خیلى دور نیس. ترم آخرم بود و ٣ماهى میشه که سرکار میرم.
خوشحال شدم از دیدن پیامت :)
مدوس ‌‌
۱۷ مرداد ۰۱:۱۶
منم خوشحال شدم پیدا کردم وبلاگتو :) پاک کرده بودم مال خودمو گمت کردم

پاسخ :

آره، دیدم یهو رفتى... ولى خب مهم اینه که الان دوباره برگشتى :x 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان