اعتراف گونه


دیگه کم کم داره از روزاى تعطیل بدم میاد. نمیتونم استراحت کنم و آرامش داشته باشم، پس ترجیح میدم برم سرکار و خوابگاه نباشم.

دوتا تفاوت بزرگ بین احساس تنهایى و تنها بودن وجود داره. من دوست دارم تنها باشم، یعنى اطرافم کسى نباشه. اما اصلا دوست ندارم احساس تنهایى بکنم...

خوابگاه شلوغه، این شلوغى منو خیلى اذیت میکنه. اما وسط این شلوغى، من احساس تنهایى میکنم. 

خیلى زیاد..

۲ نظر
حمـ ید
۰۱ ارديبهشت ۱۱:۵۸
روزای تعطیل کمش بیشتر میچسبه!
با تعریفتون از تنهایی و احساسش موافقم ولی راه حل زیاد داره..

پاسخ :

آره واقعا..
راه حل زیاد داره؟ میشه دو مورد نام ببرید؟
حمـ ید
۰۲ ارديبهشت ۱۲:۵۰

ی راهش پیداکردن دوست صمیمیه. شریک تنهایی!
یکی هم روان‌شناسانشه که کنترل ذهن بهش میگن، تا ذهنو یادبدی بهش فکرنکنه.
یکی دیگش راه حل های مذهبیه که خودش چندین روشه:D

اینارو من میشناسم

پاسخ :

دوست صمیمى دارم، اما خب مشکل اینجاست که من توى یه شهر دیگه هستم و ازش دورم..
روى مورد دوم میشه یکم کار کرد.. فقط یه کنترل احساس هم باید بهش اضاف کنم که یاد بدم احساسش هم نکنم!
مورد سوم کلا منتفیه :d 
ممنون..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان