من،آنچنان که منم!

...
من،آنچنان که منم!
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

۱۳ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

بابالنگ دراز عزیزم!

بعضی آدم ها را نمیشود داشت.

فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت.

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند یا تو برای آن ها...

اصلا به آخرش فکر نمیکنی،

آن ها بری اینند که دوستشان بداری!

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست.

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم

در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد...


#بابالنگ دراز - جین وبستر

۲۹ آبان ۹۴ ، ۱۹:۰۸
محدثه //

امروز ٢٠ سالم شد 🎂

حس خوبیه، با اینکه همیشه روز تولدم خیلى دلم میگیره اما ٢٠سالگى رو دوس دارم ☺️

سن زوج رو دوست دارم؛ ١٨،٢٠....

جالب اینجاست که همیشه سالایى که زوج میشم تولد میگیرم 😅

نمیخوام بگم ١٩ سالگیم چطور گذشت، خوب بود و تلخ، سخت گذشت واسم.

امیدوارم ٢٠ سالگیم خوب سپرى بشه ☺️

پ.ن١: یکم دلم گرفته 😊

پ.ن٢: هرچقد تلاش کردم امروز تنها باشم، نشد، اما به کنار هم بودنمون میارزید، 5 نفرمون کامل بود، یه لحظه.... ممکن بود تنهایى بهم خوش میگذشت و آروم میشدم اما اینجورى هممون خوشحال بودیم ❤️

پ.ن٣: دمِ همه ى اونایى که یادم بودن، گرم 😍



تولد

۳ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۰۲
محدثه //

+ سزاى آدمِ ضعیف همینه!

+ بقیه چى فکر میکنن، تو واقعا اوضاعت چجوریه!!

+ نامردیه چیزیه که واقعا وجود داره یا چیزیه که مَردم به چشم میبینن؟!

+ پاى همه ى تصمیمام وایمیسم، به هر قیمتى که باشه.

+ کلمات هرچقد بى رحم باشن، باز درون آدم یه دل هست که به تاره مویى بنده. 

+ 😊


Piiic

۲۴ آبان ۹۴ ، ۰۱:۴۲
محدثه //

میبینى چه شب ساکتى ست؟

انگار هیچکس در دنیا نیست

یا شاید

من در دنیاى هیچ کس نیستم!

#ایگور استراوینسکى


• بعضى چیزا واسه ما ساده ست اما واسه بقیه گرون تموم میشه، به قیمت اعتمادشون!

 جایی که بودن و نبودنت فرقی نداره،نبودن رو انتخاب کن...!

• دیگه اینجا داره واسم مثله یه خونه میشه، پناهگاه واسه دل خستگیام.

۰ نظر ۲۲ آبان ۹۴ ، ۰۰:۵۰
محدثه //

اگه اون چیزى که تو دلته رو نگى

خراب میکتى 

حرف که تو دل بمونه، میگنده!

یا خَفَت میکنه یا بدموقع و اشتباهى میاد بیرون، که اون موقع شرمندگیش واسه تو میمونه.

همون موقع حرف درست رو بگو

حرف که تو دل بمونه، خیلى دردسر میشه، عقل و هوش رو میبره.

از ما گفتن بود!

+ بعضى موقع ها واقعا از دستِ خودم شاکى میشم 😒

+ بزرگ شووو 😒


۲۱ آبان ۹۴ ، ۰۱:۲۱
محدثه //

پیشِ تو بسى، از همه کَس خوار ترم من!


۲۰ آبان ۹۴ ، ۰۰:۴۵
محدثه //

قطعا قدرت داستان پردازىِ دخترا در بالاترین حد ممکن قرار داره

یا بهتره بگم خیال پردازى

اوووووف که چه چیزایى توى مغزمون دور دور میخوره

جسممون اینجا، حواسمون کیلومترهاااا دورتر

حس خوبى میده

فقط تهش بَده؛

بپذیرى که فقط توى ذهنت اتفاق افتاده و بهش میگن "خیال"

بعضى موقع ها احساس میکنم شب که میشه، ذهنم از سقف اتاقم میره بیرون، میره خیلى دووور، جاهایى که دست خودم بهش نمیرسه، از کویر گرفته که یکى از آرزوهامه تا...

بعد میاد و وارد مغزم میشه، چیزایى که دیده رو تعریف میکنه

...

• امشبم میگذره 😊

• تظاهر کردن اصلا خوب نیس، حتى به اینکه حالت خوبه. آدم دیگه نمیدونه واقعا خوبه یا داره اداشو در میاره!!!!

۳ نظر ۱۷ آبان ۹۴ ، ۰۱:۱۶
محدثه //

وارد بستر شده اید. در میان اشیایی که می شناسید میان ملحفه ها و پتوهایی که پر از بوی ها و خاطره هاتان است جای گرفته اید. سرتان نرمی آشنای بالشتتان را یافته است. به پلهو برگشتید، پاهاتان را به شکم چسبانیده گردن را به جلو خم کرده اید خنکای بالش صورتتان را خنک کرده است: اندکی بعد خوابتان خواهد برد و در میان تاریکی، همه را و همه چیز را فراموش خواهید کرد. 
همه را فراموش خواهید کرد: قدرت بی رحم آنانی را که برتر از شمایند، آن سخنان بی ملاحظه ی گفته شده را، حماقت ها را، کارهایی را که سرانجام نداده اید، بی شعوری را، اهانت را، نا حقی را، بی توجهی را، آنانی که به شما تهمت زده اند و خواهند زد، بی پولی تان را، زمانی را که به سرعت می گذرد، زمانی را که تکان نمی خورد، آنچه را که به آنها نرسیدید، تنهایی تان را، شرمساری تان را، شکست ها تان را، درماندگی تان را، اوضاع اندوهبارتان را، بدبختی ها را، همه بدبختی ها، همه را اندکی بعد فراموش خواهید کرد. خوشحال از اینکه فراموش خواهید کرد، منتظرید. 


#من یک درختم- اورهان پاموک
۲ نظر ۱۵ آبان ۹۴ ، ۱۵:۳۴
محدثه //

وقتى یه چیزى رو دارى

و میترسى از دستش بدى

نمیتونى از داشتنش لذت ببرى

اینو میدونى

اما بازم میترسى

بازم میترسم

.

.

.


۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۵
محدثه //

خیلى خستم، خیلى

هِى بخواى، هِى تلاش کنى، هِى تغییر ایجاد کنى، هِى...

اما

باز یه چیزى میشه و تو یادت میاد از بعضى چیزا نمیتونى فرار کنى، نمیتونى خودتو گول بزنى.

خواه یا ناخواه زندگى آدما به همدیگه وصله و نمیتونى این سیم اتصال رو از بین ببرى!

شاید واقعا قرار نیس بشه!

شاید قراره از این بدتر بشه و بهتر نشه!!

اشکال داره اعتراف کنم دارم کم میارم؟!

(خیلى زحمت کشیدم واسه اینجا بودن، کامل نیس اما از قبل بهتره، خودم حس میکنم، بد و بدتره دیگه!)


• بعضى وقتا عجیب دلم میگیره، کلى سوال دارم که چرا اما میترسم چیزى بپرسم.

• دونستن واقعیت، شجاعت میطلبه!

• اینم میگذره اما سخت میگذره.

۰۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۳
محدثه //