دو نقطه پرانتز بسته!


از صبح توى فکرش بودم که بیام و بنویسم از روزمرگى هام.
از شوق بى نهایتم واسه نزدیک شدن پاییز..
از خیال و رویاهایى که شب و روز توى فکرم باهام هستن..
از آینده اى که چیدم واسه خودم، با تک تک جزئیات..
از فیلم هایى که میبینم و حسِ خوبى که بهم میدن..
از ذوق و شوقى که واسه خرید هدیه ى تولد رفیقم دارم.. و واسه تولد بعدى... 
از حالِ خوبم :)
آره! حالِ خوبم... با وجودِ همه ى مشکلات، حتى با وجود دیدن یه پیام که امشب نیستم و بغضى که قورت دادم..
اگه خودمون اجازه ندیم، هیچ چیز نمیتونه این حالِ خوب رو ازمون بگیره. این چیزیه که من این روزا خیلى بهش اعتقاد پیدا کردم، چون تجربه ش کردم... :)

*حیف کلاس زبانم که تموم شد، حیف استادمون نمیاد واسه ترم بعد.. چقد هوامون رو داشت و تشویقمون میکرد.
*میخوام از الان واسه کنکور ارشدم بخونم، اما نمیدونم از کجا شروع کنم..
*اینکه قلب و مغز به یه توافق برسن، نقش زیادى توى ایجاد آرامش داره! 
۱ نظر

شاید.. یهو.. شد


وقتى نمیشه، 

چشمات رو ببند و با رویاش کِیف کن..

یهو دیدى شد!

۱ نظر

بدون تو، احساسات امروز مثل برف دیروز ناپدید میشن...

Amelie 2001

یکی از بهترین فیلم هایی که دیدم.

بهم یادآوری کرد که باید از چیزای کوچیک لذت برد.

باید خواست و تلاش کرد.

باید مهربون بود...

2ساعت دیدنش خیلی زود گذشت!

 

"داستان یه دختره به اسم امیلی که دوران کودکیش رو خیلی تنها بوده و حالا که بزرگ شده هم احساس تنهایی میکنه. اون یه دختر خیلی معمولیه با یه شغل و خونه ی معمولی اما خوشحال و مسروره... تا اینکه یه روز یه اتفاق باعث میشه که زندگیش عوض بشه، یه اتفاق خیلی خیلی ساده...!"

 

 

 

موزیک این فیلم واقعا بی نظیر بود که بر عهده ی آقای "Yann Tiersen" بود و اسم آلبومشون هم با نام فیلم یکیه.

 

 

* از اون دست موزیکاست که میتونی دستت رو بزاری زیر سرت و چشمهاتو ببندی و بری تو خیال....

 

 

 

 

۲ نظر

حالم خوبه...


تازه تابستون من شروع شد! (البته از نظر خودم)

ترم تابستون تموم شد، نمره هاشم دیدم، انتخاب واحد هم انجام دادم، خیالم راحته.

کلاس کامپیوترم تموم شد، امتحان تئورى و عملیش رو هم دادم، قبول شدم، خیالم راحته.

مسافرت هم رفتم و برگشتم، تموم شد دیگه 😅

حالا منم و یه کلاس زبان که دلم نمیخواد تموم بشه.

منم و کلى فیلم و کتاب که لحظه شمارى میکنم واسه خوندن و دیدنشون..

منم و اتاقم و دوستام و دور دور...😁

منم و یه هدف، که میخوام واسش بجنگم، میخوامش پس همه ى تلاشم رو میکنم.

منم و یه قلب که قراره یه هفته بدون باباى سختگیرش (عقل) زندگى کنه!

منم و یه فرصتِ جدید که نمیخوام از خودم دریغش کنم اما... اما واسه آخرین بار.

منم و یه حالِ خوب، شاید موقت، شاید گذرا، اما مهم اینه الان خوبه.. 

همین.. ☺️

۳ نظر

همیشه دلهره با من


کابوس هایى که حتى توى مسافرت دست از سرت برنمیدارن و اون ترس همیشگى رو توى دلت زنده نگه میدارن...

وقتى که چشمات غرقِ خوابِ و به اجبار خودتو بیدار نگه میدارى که مبادا ببینى و تیر خلاص رو بهت بزنه.


* اوضاع نت توى کرمانشاه واقعا بَده! 

* شهر قشنگیه، مردم مهربونى داره :)

۲ نظر

این چه حکایت باشد؟


چرا خوبى یکم بیشتر نمیمونه...؟

حالِ خوب

اتفاقاى خوب

آدماى خوب

              

               فقط یکم..

۳ نظر

آى پرامیس ✋🏼


از الان به فکرش هستم و باید بشه!

من، دو سال دیگه، واسه ارشد، تهران هستم، دانشگاه دولتى.

تمام!


۳ نظر
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان