مزمن٢


این حال بد داره شبیه یه بیمارى همیشگى میشه. بیمارى که علائمش بى حوصله شدن همراه با بغض ناگهانى هستش. این علائم معمولا هرچند وقت یه بار ظاهر میشه... 

راه درمانى واسش پیدا نشده، فقط با شکیبایى بیمار، دوره نقاهت طى میشه. کلافگى در این دوره اذیت کننده ست. اینکه شخص مورد نظر نه تحمل جمع رو داره و نه تحمل تنهایى، درنتیجه معمولا به زیر پتو میره تا خودش هم نمیدونه چى بشه. از طرفى چون میدونه توى این مدت بسیار حساس میشه، سعى میکنه باکسى صحبت نکنه که دلخورى پیش نیاد درنتیجه بیشتر توى خودش فرو میره.

شخصى که این متن رو نوشته یکم آروم شده که تونسته تقریبا منطقى راجع بهش صحبت کنه.

پایان انشاء

۰ نظر

Explosion


یه جوریه که ترجیح میدم برم شرکت تا اینکه همش خوابگاه بمونم.. حیف که نمیشه. من واقعا آدمِ بیکار نشستن نیستم..

بى حال و حوصله م.

کلا روزاى خوبى نیست..

فکر زیاد میتونه هزار سال پیرت کنه حتى اگه همه فکر کنن ١٧،١٨ سالته. گاهى ترجیح میدم همون آدم کم سن و سالى باشم که بقیه فکر میکنن. شاید اینجورى کمتر بفهمم، حس کنم.. دغدغه هام ساده تر بشه. 

میخوام بیشتر توضیح بدم اما در توانم نیس

۰ نظر
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان