من،آنچنان که منم!

...
من،آنچنان که منم!
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

۲۳ مطلب با موضوع «توییت» ثبت شده است


فکر کنم به جایى رسیدم که میتونم بگم: اینقد که از آشنا خوردم، از غریبه نخوردم.

۱ نظر ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۰۵
محدثه //


از اون شبا بود که یادم اومد چقد با اونى که میخوام (میخواستم) فاصله دارم.

۰ نظر ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۹
محدثه //


تو همون فکر قشنگى هستى که تو اوج خواب و خستگى میخوام بهش فکر کنم!

۱ نظر ۰۵ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۰۳
محدثه //


انتظار آدم رو پیر میکنه

صورتش رو نه، دلش رو

۱ نظر ۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۷
محدثه //


دلم میخواد برم دریاچه... همین الان

بالا بیارم همه ى این همه فکر و خیال رو


۱ نظر ۰۳ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۱
محدثه //


بعضى چیزا تموم نمیشه..

کِش میاد تــــــــــــــــــــــــــــا میتونه!

۰ نظر ۱۴ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۰
محدثه //


زندگیامون عشق کم داره...

(میدونم بعضیا کمش ندارن)

منظورم رو درست گفتم؟!

۱ نظر ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۹
محدثه //


زندگى درد داره

۳ نظر ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۰
محدثه //


وقتى گفتم، "سکوت علامت رضاست،نه؟"

باید داد میزدى میگفتى "نه"

کاشکى سکوت نمیکردى، کاشکى...


۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۱
محدثه //


لاک پشتم گم شد :(

۲ نظر ۰۶ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۲۱
محدثه //