من،آنچنان که منم!

...
من،آنچنان که منم!
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

۱۲ مطلب با موضوع «کتاب نوشت» ثبت شده است


ناگزیر از سفرم، بى سر و سامان چون باد

به گرفتار رهایى نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند مگر میشود از خویش گریخت؟

بال تنها غمِ غربت به پرستو ها داد

اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست

غربت آن است که یاران ببرندت از یاد

عاشقى چیست؟

به جز شادى و مهر و غم و قهر

نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مِهرم شاد

چشم بیهوده به آینه شدن دوخته اى

اشک آن روز که آینه شد از چشم افتاد

#فاضل_نظرى

۰ نظر ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۲۸
محدثه //


دوست دارى داد بِکِشى

دستُ پاتُ بستنُ

دوست دارى چیزى بگى

نتونى چیزى بگى

اینجورى خیلى بَده

غصه داره زندگى

...

#علیرضا آذر

۱ نظر ۲۶ تیر ۹۵ ، ۰۱:۲۳
محدثه //

divoone


دوست دارم نگات کنم
تا که بی حال بشم
تو ازم دل ببری منم اغفال بشم
دوست دارم برای تو با همه فرق کنم
خودمو توی چشات یه تنه غرق کنم
با تو باشم غم چیه
با تو مرگم آسونه
آخه دیوونه میشم وقتی میگی دیوونه

دیوونه دیوونه  دیوونه دیوونه
حال میده ناز کنی تا نوازشت کنم
بیخودی قهر کنی غرق خواهشت کنم
دل بدم به خنده هات سپر بلات بشم
الهی تصدقت الهی فدات بشم
مگه میتونم تورو با کسی عوض کنم
لعنتی صدام بزن هی بگو تا حظ کنم
دیوونه دیوونه دیوونه دیوونه

تو حصار بغلت زندگی به کاممه
همه چیت مال منه سندش به ناممه
وقتی میخندی برام خونه آفتابی میشه
گلدونا گل میکنن آسمون آبی میشه
گلای نسترنو بذار پشت پنجره
زل بزن توی چشام تا دلم ضعف بره

دیوونه دیوونه دیوونه دیوونه

#محسن چاووشی


* چرا اینقد خوبه؟... تکرار پشتِ تکرار...


۲ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۲۵
محدثه //


+ تا حالا شده کسى به دلت بشینه؟

- آره، اما من به دلشون ننشستم.

+ یعنى چى؟ منظورتو نمیفهمم.

- یعنى قبل از من، کسایى توى دلشون نشسته بود!

[بخشى از دیالوگ فیلم شب هاى روشن]

فیلم قشنگى بود.

۳ نظر ۰۶ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۳۱
محدثه //


دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من ؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندارم

که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته‌ام به کس دل ، نه بسته کس به من دل

چو تخته‌پاره بر موج ، رها ، رها ، رها من

ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک

به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !

نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟

که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من ؟

ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

" سیمین بهبهانی "

 

۱ نظر ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۰۰
محدثه //
تو خفته اى
از پنجره میبینم که ماه، بسیار آرام، قدم مى زند.
آسمان در خواب است
و ستارگان، بى صدا، به ماه نگاه مى کنند.

# یک عاشقانه ى آرام- نادر ابراهیمى.


*کتابى که این روزا خیلى راجبش فکر میکنم.
۱ نظر ۰۷ دی ۹۴ ، ۰۲:۱۳
محدثه //


و من خوابم نمی آید 
نمی گیرد دلم آرام 
در این تاریک بی روزن...
#مهدى اخوان ثالث

۱ نظر ۱۶ آذر ۹۴ ، ۰۲:۵۷
محدثه //

بابالنگ دراز عزیزم!

بعضی آدم ها را نمیشود داشت.

فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت.

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند یا تو برای آن ها...

اصلا به آخرش فکر نمیکنی،

آن ها بری اینند که دوستشان بداری!

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست.

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم

در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد...


#بابالنگ دراز - جین وبستر

۲۹ آبان ۹۴ ، ۱۹:۰۸
محدثه //

+ سزاى آدمِ ضعیف همینه!

+ بقیه چى فکر میکنن، تو واقعا اوضاعت چجوریه!!

+ نامردیه چیزیه که واقعا وجود داره یا چیزیه که مَردم به چشم میبینن؟!

+ پاى همه ى تصمیمام وایمیسم، به هر قیمتى که باشه.

+ کلمات هرچقد بى رحم باشن، باز درون آدم یه دل هست که به تاره مویى بنده. 

+ 😊


Piiic

۲۴ آبان ۹۴ ، ۰۱:۴۲
محدثه //

وارد بستر شده اید. در میان اشیایی که می شناسید میان ملحفه ها و پتوهایی که پر از بوی ها و خاطره هاتان است جای گرفته اید. سرتان نرمی آشنای بالشتتان را یافته است. به پلهو برگشتید، پاهاتان را به شکم چسبانیده گردن را به جلو خم کرده اید خنکای بالش صورتتان را خنک کرده است: اندکی بعد خوابتان خواهد برد و در میان تاریکی، همه را و همه چیز را فراموش خواهید کرد. 
همه را فراموش خواهید کرد: قدرت بی رحم آنانی را که برتر از شمایند، آن سخنان بی ملاحظه ی گفته شده را، حماقت ها را، کارهایی را که سرانجام نداده اید، بی شعوری را، اهانت را، نا حقی را، بی توجهی را، آنانی که به شما تهمت زده اند و خواهند زد، بی پولی تان را، زمانی را که به سرعت می گذرد، زمانی را که تکان نمی خورد، آنچه را که به آنها نرسیدید، تنهایی تان را، شرمساری تان را، شکست ها تان را، درماندگی تان را، اوضاع اندوهبارتان را، بدبختی ها را، همه بدبختی ها، همه را اندکی بعد فراموش خواهید کرد. خوشحال از اینکه فراموش خواهید کرد، منتظرید. 


#من یک درختم- اورهان پاموک
۲ نظر ۱۵ آبان ۹۴ ، ۱۵:۳۴
محدثه //