بعضیا یه عمر طول میدن تا نگات کنن!


"بگو دیوونم اما قلبمو شکستى _ بگو دیوونم، اما تو هم دیوونه هستى"

دلمون تنگه، تو بیا

مگه نگفتى سر میزنى؟ 

تابستون کِش میاد تاااا میتونه.

خیلى تنگه، با اینکه حتى پاییز هم نیست.

من دیوونم درست، اما من نکردم، نفهمیدم چى شد بخدا.

خیلى فکر میکنیم مگه ما چیکار کردیم که میگین دیوونه ست... قیافمون شبیه پدر زن ونگوک شده...

دستم زیر چانه با کلاه...

بیا گلخونه کن، ایام سرده وسط این همه تابستونِ قلب الاسد. یادمون دیگه رفته اون هاى و هوى و نعره ى مستانمون. چند وقتیه دیگه کسى دندونامون رو ندیده، قدیما بیش از این اندیشه عشاق میکردى، چند وقتیه خسیس شدى! یهو شدى.. رفتى دیگه سر نزدى، انگار یادت ما رو رفته باشه، اما ما هنوز از یادت کم نکردیم.

نباش خسیس، تو بیا.

من دیوونم، درست. ولى مگه تو هم دیوونه نبودى؟ مگه همیشه سر نمیزدى؟ 

ما هنوز خیالمون جمعِ، آخه قرارمون همینه.

میزنه بارون عاقبت، امید داریم

گیرم ته دلم گاهى هول میکنیم نکنه عمرمون قد نده، هِى میخوایم بگیم بابا نکن هدر، تو بیا...

آخرش که میاى، حتى روزى که ما دیگه نباشیم. خب حالا زودتر بیا، نگاه، بخدا شاید دیگه هرگز چیزى نسرودیما!!

دیر وقتیه نشستیم منتظر اومدنت، 

بیم از کوه نخیزد از رخوت بدن، بیا او را صدا بزن

واسه ما زشته این همه لابه و التماس، جلو دیوونه ها کلى پُز دادیم که میاى، زمین نمیندازى...

دیر وقتیه موندیم رو زمین، کجا پیدات کنیم، یه بارم تو بیا که ما بگردیم.

جان ما ممکنه در فضایت اما از حسنِ شما کم نمیشه...

باشه بگو من دیوونم، اصن کى خواست عادى باشه هیچ وقت؟ حیفه اخه این همه دور... کى گفته دور.

تنگه دلمون، تو بیا...

چشمون چند وقتیه به درِ، اگه بدونى...

:(:


#رادیو_چهرازى

[قسمت١٤]


۰ نظر

یکی یه طالبی انداخته رو موزاییک نو ها، میگه سرش بوده!


بیدار شو، بیدار شو

تو خواب بودی، ما هممون مرخص شدیم.

دیگه داریم میریم.

اسم تو رو هم خوندن، اما خواب بودی.

گفتن دیگه فقط شانس یه بار در خونه آدم میخوابه.

ما دیگه رفتیم

....

#رادیو_چهرازی

 


*اگر شما هم مثل من تاحالا نشنیدین، پیشنهاد میکنم از دستش ندین :)

* عنوان هم از متن رادیو ست...

۴ نظر
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان